تبليغاتX
وبلاگ بچه های مهندسی آی تی
با تشکر از همه ی پسر ها و دختر های گروه IT ورودی مهر 85...

دید مجنون را یکی روزی که گشت // او همی گرد سگی در طرف دشت

خاک پای او همی برداشتی // گه به دیده گه به سر بگذاشتی

گفت مجنون را چه باشد این جنون // این چه فن است از جنون ای ذی فنون

گفت مجنون از جنونم نیست این // این سگ سر منزل لیلیست این

چون که این سگ اندر آن کو آشناست // خاک پایش طوطیای چشم ماست

هر سگی دارد در آن کو گذار // درد او یارب به جان من گذار

****

با آمدن سرما درختان در خواب فرو می روند 

عطر افشانی گل ها همچنان ادامه دارد

گهگاهی هم آسمان زیباتر می شود

*****

"هر کس به قدرفهمش دریافت مدعا را"

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 دی1386ساعت 22:46  توسط پدرام اعظم پناه  |